ایران چک و اسفند

این اسفند عحب ماه سختیه واسه ما بانکیها.یه خانومه چک اورد .2000تومانی دادم. گفت مسافرتی بده. بعد 2 ساعت اورده بردم بانک تقلبیه .گریه زاری کرد. وام گرفتم از مصلی برم قسط بدم. بردم پیش رییس . قسم حضرت عباس می خوره بردن بانک .گفتن تقلبیه. میگیم خانوم ما ابنا رو دونه دونه کنترل می میکنیم . می گه تو قسم بخور اینا رو به من ندادی میگم  من چطوری قسم بخورم من قسم الکی نمی تونم بخورم. رییس اولش قبول نمی کرد اخرش 20تومن رییس داده 20 تومن من بهش دادیم رفته . بعد رییس به بقیه تحویلدارها هم تشر زده مواظب باشید . هرچی اصرار کردم 20 تومن رییس پس بدم نگرفت . گفت من به اون خانم دادم به تو ندادم .خلاصه حالم گرفته شد . من که همه ایران چکها رو کنترل می کنم. پیش خیال خودم مطمئنم . خدا می دونه حق با اون بود یا نه؟

/ 3 نظر / 4 بازدید
بیتا

گاهی وقت ها دل تنگی هم چنان ادامه پيدا می کند تا آن دورها تا آخر آسمان ، جايی نزديکی های زمين . کافيست سيگاری آتش بزنی ليوان سفالی داغ را در دست بگيری و پاهايت را آن سوی پنجره تاب دهی فارغ از نگاه مردک همسايه . و آرام آرام پوست صورتت را رها کنی به دست سرمای ابدی . دل تنگيت انگار هزار ساله ست رويت را بيهوده برمگردان . نه دستانی از پشت سر ، روی چشمانت حلقه خواهد زد نه هُرم داغ نَفَسی روی پوست گردنت خواهد نشست و نه بوی آشنايی به وسوسه ، از پنجره جدايت خواهد کرد . بيهودگی تا آن سوی ديوار بلند همسايه موج می زند و اميد تنها هم عمر يک سيگار است .

کارمند آزمایشی اسبق

نمی دونم در چنین موقعی چی کار می شه کرد ، یکی از همکارای ما که مطمئنم خودش همیشه تراولا رو چک می کنه ، یه دفعه صد تومن تراول تقلبی بهش خورد ، اون روز رئیس صندوق بود و مطمئن بود که این پول مال صندوق همکارای دیگه بوده اما چون معلوم نبود ، اجبارا از جیب داد