تدریس جدید فرصتهای سوخته

20م ماه قبل بود که در آزمون جذب مدرس جهاد دانشگاهی استان شرکت کردم و هفته پیش یارو زنگ زده اسمها رو گذاشتیم سایت. توی 150 نفر اسمم ردیف 9اومده. میگه چرا واسه مصاحبه نیومدین. آخه کی به من گفته بود من نرفتم. بالاخره 5 شنبه رفتیم مصاحبه. مصاحبه گر کی باشه خوبه همکلاسیم توی ارشد که حالا شده دکتر. ای خدا من پول نداشتم برم ترکیه دکترا بگیرم این که از من ضعیف تر بود. چیکار میشه کرد هرکی پولداره کترش روبه راهتر و راحتره. قرازر زنگ بزننو اسه مرحله بعد. یک امتحان سختی گرفتن انگار امتحان دکتراست. تا لحظه ویرایش متن حبری نیست. من هر جا یه آشنا باشه کارم درست نمیشه. مردم همکلاسی دارن ما هم همکلاسی. واسه خود شیرینی حتما نظر منفی داده. خوب خدا بزرگه.من که الان تدریس می کنم. ولی می خوام واسه دانشگاههای استان هم تقاضا بدم. قدیمیا گفتن از این ستون به اون ستون فرجه.راستی سرمای سختی خوردم و امروز استعلاجی گرفتم.

/ 5 نظر / 4 بازدید
هادی

اول از همه تبریک میگم به خاطر استاد شدنتون بعدشم ممنون به خاطر لینکیدنتون امیدوارم پست بعدیت از خاطرات تدریستونم باشه شاد باشید

متصدی جوان

انشا الله زودتر خوب بشی...[لبخند] ناراحت تدریست هم به نظر من نباش... پارتی ما خداست بی خیال بقیه...[چشمک] [گل]

مریم

سلام بابا استاد خوشحالیم که همچنان مشغول فعالیت هستید . و سنگر علم رو همچنان حفظ کردید[لبخند]

نارسیس

سلام ممنون از بابت تسلیت و همچنین تشویقتون همون تدریس حتی اگه حق التدریسی هم باشه خوبه موفق باشید و بهروز

مهرگان

نگران نباش همکارعزیزامیدوارم به انچه استحقاقشو داری برسی .خدابزرگه نازنین.....بماهم سری بزن