خیلی برای نوشتن دلتنگ شدم...درگیریهای زندگی دیگه کمتر مجالی میذاره برای این که بیای و بشینی و بنویسی..هرچند که حرف گفتنی و نکته و مطلب برای نوشتن خیلی زیاده... این چندوقت دوستای دنیای مجازی هم دیگه خیلی کم پیدا شدن! تو این مدت مهمترین اتفاقی که افتاده انتقال داخلی بنده به یکی از شلوغترین شعب مرکز شهر و کلنجار رفتن با رییسی که تنها ملاک ارزشیابی اش تعداد اسناد پانچ شده است. رییسی که عین آب خوردن دروغ میگه ومن لقب کذاب بهش دادم. آه چه روزهای با افتخاری سپری شد و به این ایام ملال آور و بی هیجاد رسیدیم. تنها اتفاق خوشایند این ماهها یه سفر زیارتی به مشهد مقدس و دریافت لوح سپاس از مدیریت منطقه بود و بس. به امید یه هوای تازه تر.



تاريخ : دوشنبه ۱ دی ۱۳٩۳ | ٦:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید تبریزی | نظرات ()

 با سلام خدمت همکاران گرامی. یه مدتی هست که نمیتونم مطلب جدیدی بنویسم.  ازدواج واقعا تغییر  مهم و بنیادینی تو زندگی انسان ایجاد میکنه که شیرینی خاص خودش رو داره....... 

فردا تولد معاون شعبه بود بواسطه واریزی هدیه تولد مطلع شدیم و بچه ها پول جمع کردن وقرار بود فقط شیرینی بخریم ولی تصمیم گرفتیم سورپرایزش کنیمو همکارمون رفت کیک تولد با یه علامت سوال روش خریو و یه کادو. با علامت سوال چون معاون شعبه خانمه . خیلی سورپریرایز شده بود.خلاصه جاتون خالی خوش گذشت.



تاريخ : پنجشنبه ٢ آذر ۱۳٩۱ | ٤:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید تبریزی | نظرات ()

 انشالله همزمان با جشن امامت و ولایت قراره مراسم عقد عروسیم برگزار بشه. امیدوارم به برکت این روز فرخنده خدا ما  و همه اونایی که تو این رو ز مبارک قصد ازدواج دارند را در سایه رسول الله و  امیر المومنین  خوشبخت کنه. الهی مهر و نحبتمون هر روز بیشتر و بیشتر کن تا با شناخت هم لباسی باشیم نماینگر خوبیها و نیکیها و پوشاننده عیوب همدیگر. یا قاضی الحاجات یا ارحم الراحمین



تاريخ : چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱ | ٧:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید تبریزی | نظرات ()

تقارن میلاد پر برکت سرور نیکیها ؛ شاه خراسان را به فال نیک گرفته؛ با دلی امیدوار وصال یار از درگه اش طلب می کنم. 

آمین یا رب العالمین

قلبقلبقلب

باز ، دلم شده دلتنگ هوایِ رضا
نِگَهَم بسته امیّد به سخایِ رضا
شده ام زائر و به پای دل کنم
سعیِ در مروه و صفایِ رضا
می شوم چون کبوتران حرمش
عاشق صحن و گنبدِ طلایِ رضا
می کنم خدا خدا ، به حرمت و کرمش
تا دهد مُراد مرا، همان خدای رضا
----------------------------

 

 



تاريخ : پنجشنبه ٦ مهر ۱۳٩۱ | ٧:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید تبریزی | نظرات ()

اواخر تابستان روز عشاق تو فرهنگ فولکولور آذربایجانه و این والنتاین واسه من که امروز  ملاقاتی با طرف مقابل داشتم خیلی خاطره انگیز میشه اگه تو این روزها جواب آره بگیرم. به امید خدا. به همین دلیل اطلاعاتی در این مورد جمع کردم.

یکی از دلایلی که رسم و رسومات خوب یا بد غربی ها وارد فرهنگ ما می شود عدم شناخت خودمان از پتانسیلهایی است که داریم. آنچه که خود بهترین و با مفهوم ترینش را داریم اما نمی دانیم. هیچکداممان هم گناهی نداریم. واقعا در کدام برنامه تلویزیونی یا کدام نشریه در مورد سونای صبحت شده است. کدام پدر و مادری در این مورد با جوانان و نوجوانان خود صبحت کرده اند و یا به بیان بهتر با این قضیه آشنا هستند؟ قبول داریم که قدرت رسانه غربی و نژاد پرست بیشتر است اما اصلی ترین قدرت آنها جهل و نادانی ما می تواند باشد. ما منکر زیبایی های والنتاین نیستیم و حتی والنتاین را غنیمتی برای مستحکم تر کردن عشق و دوستی می دانیم اما ترجیح می دهیم که در اولویت اول از آنچه داریم استفاده کنیم. شاید بدانید که در اغلب کشورهای دارای تمدن مانند ژاپن روز عشق خاص آن کشور وجود دارد و هر ساله گرامی داشته میشود. در ادامه این مقاله میتوانید با این روز خاص که والنتاین آذربایجان محسوب میشود آشنا شوید. قدم اول آشنایی است .

سونای چیست؟
سونای یک رسم دیرینه است. رسمی اسطوره ای و افسانه وار که حتی قبل از ظهور اسلام تا به امروز پاس داشته شده است. گرچه به مرور زمان کم رنگ تر شده اما هنوز هم حداقل روستاهایی هستند که این رسم را برپا می دارند. همانطور که از اسمش برمیاید باید ربط کاملی به ماه داشته باشد. معمولا اغلب افسانه ها و اسطوره ها در فرهنگ ما آذربایجانی ها و کلا تورک ها به ماه مربوط است. ماه در اسامی، اعیاد، و رسومات ما به طور کامل رخنه کرده و زیبایی افسانه ای به آنها داده است. سونای شبی از سال است که به اصطلاح به آن اعتدال پاییزی گفته میشود. شبی که روز و شب برابر میشوند و ماه کامل میشود. این شب تقریبا شب آخر تابستان است. البته ممکن است چند روز زودتر یا دیرتر باشد همه اینها بستگی به کامل شدن ماه دارد. اما به هر حال میتوان شب آخر تابستان را سونای نامید که روز عشق در آذربایجان محسوب میشود. در اصل این شب مشابهات زیادی با جشن برداشت محصول در کشورهای غربی دارد و در روستاها نیز به نوعی برای برداشت محصول استفاده میشود اما همانگونه که در کشور ما معمولا جشنهای باستانی محکوم به فنا شده اند این روز نیز هرساله بیشتر و بیشتر به سوی نابودی رفته است. در روستاها در این شب بازیهای خاصی انجام میشود معمولا جوانان روستا با صدایی خاص که به (آواوا) مشهور است همه را به میدان روستا و برای شروع بازی دعوت میکردند. در این شب خاص ماه و خورشید در زاویه ی 180 درجه قرار گرفته و هنگام غروب دقیقا روبروی هم قرار میگیرند. البته این دیدار خیلی به سرعت اتفاق میافتد و زیاد به طول نمی انجامد. این موضوع تا ابد ادامه دارد. از قدیم این اتفاق به یک نوع عشق تشبیه شده است. عشق ماه به خورشید. عشقی که تمامی ندارد و ابدی محسوب میشود درست مانند عشقهایی که در داستانهای فولکلور آذربایجان همانند اصلی-کرم وجود دارد. عشقی که حتی با سوخته شدن نیز تمامی نمی پذیرد. طبق این افسانه ، عشق این دو عاشق تمامی ندارد و تا ابد تکرار میشود و ادامه میابد. همه این موارد و عناصر در داستانهای دیگر ما همانند کوراوغلی نیز صادق هستند. چه میتوانیم بکنیم؟ همان کارهایی که در والنتاین انجام میدهیم میتوان در سونای نیز انجام گیرد. نباید انتظار داشته باشیم که فعلا بازیهای مخصوص آن روز همان طور که در گذشته بوده، انجام گیرد. هر هدایایی باشد که رنگ بوی عشق نیز داشته باشد. این هدایا میتواند از شمع، گل، عروسک و صنایع دستی گرفته تا یک کتاب متغییر باشد. اگر بتوانید چیزی پیدا کنید که نشانی از ماه کامل داشته باشد که سنگ تمام میشود. کلا چیزهایی که رنگ و بویی از ماه داشته باشند متناسب تر هستند. هدیه بهانه ای مناسب است برای گرامی داشت این روز و معرفی آن به دیگران از طریق ارسال اس ام اس و غیره. برای اطلاعات بیشتر رمان(آواوا) نوشته استاد ناصر منظوری کاملترین و شیرین ترین نوشته در مورد سونآی است. در مقدمه و بخش اول کتاب توضیحات کاملی در مورد اسطوره ها و سونای و کلمات کلیدی داده شده و در بخش اصلی میتوانید رمانی جذاب بر اساس این موضوع بخوانید. با خواندن این رمان بر تمام جنبه های سونای آگاه خواهید شد. کتاب توسط انتشارات اندیشه نو منتشر شده است.
این مقاله توسط علی فرهاد در نشریه شماره 46ام ماهنامه آفتاب آذربایجان منتشر شده است.



تاريخ : چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱ | ٩:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید تبریزی | نظرات ()


ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.
گرانی: کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!
خودپرداز: دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.
مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.
تورم: عددی ب

ی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!
تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.
مترو: سونای بخار متحرک!
سطل آشغال: وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.
مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"
حراج: اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.
بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین فحش‌های باناموسی و بدون آن!
و غیره (و ...): نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید.
سریال: فیلمی‌ست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین 


تاريخ : دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۱ | ٧:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید تبریزی | نظرات ()

یک کلاس 2  روزه با عنوان مکانیزم بازاریابی خدمات الکترونیکی از طرف آموزش منطقه برگزار شد که به بررسی مشکلات و راهکارهای بازاریابی احتصاص داشت. کلاس بعد از ظهرها از ساعت 4 الی 7 تشکیل میشد و من بواسطه تدریس در یکی از این روزها باید زودتر از موعد باید جلسه رو ترک میکردم . با استاد مربوطه آقای متوسلی موضوع رو مطرح کردم و ایشان موافقت کردند. روز اول سوالی مطرح کردند و من به عنوان سرگروه  تحققات رو انجام دادم و تو شعبه از رئیس و بقیه همکاران کمک گرفتم. روز بعد استاد توی جلسه مطرخ کردن که آقای..... مدرس زبان هستن و حالا تشریف میارن و اینجا هم به تدریس و ارائه مطلب می پردازن. من تعجب!!!!!!!!!!!بابا دست بردار . نخیر خلاصه این طور شد که توی جمع 30 یا 40نفره همکاران صف به ارائه مطلب پرداختم و اولین تدریس بانکی من رقم خورد. اگه یه کمی مطالعه قبلی داشته باشیم چندان هم کار شاقی نیست . بغل

امیداورم این امر مقدمه ایی برای تدریس در دانشگاه باشه باشه که قراره  انشاالله از ترم بعد تدریس در دانشگاه جامع  علمی کاربردی  رو شروع کنم. به امید خدا



تاريخ : دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱ | ٥:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید تبریزی | نظرات ()

خواستم عید رو به همه ملت تبریک بگم ولی یادم افتاد که زلزله زده ها امسال عید ندارند . خدا صبرشون بده گریهاز تمامی فامیل مبالغ فطریه شون رو جمع کردم تاگریه به حساب زلزله زدگان به شماره 506622999 واریز کنم. همکارای تجارتی لطفا به این حساب واریز کنند. ممنون



تاريخ : یکشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۱ | ۸:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سعید تبریزی | نظرات ()
  • دنیای اس ام اس | سامان